الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )
167
الغدير ( فارسي )
ابوذر و مسلك اشتراكى تيرهائى كه در تيردان پيشينيان بوده و آن را به سوى بندهء شايسته و همانند عيسى در ميان امت محمد ( ص ) رها كردهاند شناختى و اينك به سراغ لجن كارىهاى ديگران از مقلدان روزگار اخير برويم كه بىهيچ بصيرتى به گفتگو برمىخيزند و ابوذر را كه بسى پاكتر از اينها مىشماريم گاهى به مسلك اشتراكى و گاهى ديگر به كمونيستها مىبندند . آيا اين نوخاستگان ناآگاه ، اصول كمونيسم و مواد مسلك اشتراكى را كه در رديف آن اولى و نزديك به آن است به خوبى شناختهاند ؟ و آيا از لابه لاى سخنان و دعوتهاى مصلح بزرگ - ابوذر - هيچگونه آشنائىاى با خواستهها و مقاصد او پيدا كردهاند تا بتوانند سازشى ميان اين دو مكتب پديد آرند ؟ گمان نمىكنم كه ايشان چيزى از آن مقاصد دريافته باشند و من دور نمىدانم ايشان خود كمونيستهائى باشند كه نيش را در ميان نوش نهفته و زير نيمكاسه شان كاسه اى ديگر دارند و آنچه را گفته و بلكه درهم بافتهاند بهترين افزار گردانيدهاند براى ترويج بنيادهاى آن مكتب كه هم با مرزهاى اسلام و بنيادهاى تمدن كنونى و هم با پاره اى از قوانين طبيعت ناسازگار است . چرا كه آمدهاند كسى همچون ابوذر بزرگ را كمونيست و پيرو مسلك اشتراكى شمردهاند و آنگاه ما مىدانيم كه بيشتر صحابه - اگر نگوئيم همهء ايشان - كه خود و برداشتشان اهميتى داشت ، در مورد مرام وى با او همدست بودند و كسانى را كه با او كينه ورزيده و به وى آسيب رساندند نكوهيدند و از گرفتارىهائى كه به خاطر آن مرام به وى رسيد دل آزرده شدند و پيشاپيش آنان نيز سرور ما امير مؤمنان على ( ع ) بود و دو فرزندش